زرِ نابِ زرگران

به شهادت پشت‌نوشته قرآن، امسال یکصدمین سال تولد اوست و امروز، درست یک قرن از آن روز می‌گذرد. از روزی که «عباس زریاب خویی» به جهانِ فانی چشم گشود، اما چنان باقی شد که بقایش را می‌توان حتی همین امروز، در سپهر علم ایران رصد کرد. درباره مکتوباتش بسیار گفته‌اند و همچنین، سال‌های طلبگی در حوزه و استادی در دانشگاه و اینکه در طول حیات، با چه کسانی محشور بود، یا خوی _ که زادگاهش بود _ را در سخت‌ترین روزهایش درک کرد.
اما یکی از نقاط عطف در زندگی «میرزا عباس خویی» که شاید کمتر درباره آن سخن به میان آمده باشد، معاشرت با نامی‌ترین ایران‌شناسان جهان است که آن هم دو قله دارد؛ اتفاق نخست، در سال ۱۳۳۴ رخ می‌دهد. همزمان با سفر هانس روبرت رومر، استاد آلمانی تاریخ اسلامِ دانشگاه فرایبورگ به ایران، به‌واسطه سیدحسن تقی‌زاده، به او معرفی شد و به این سبب، «بورس مطالعه و تحصیل از بنیاد هومبولدت واقع در آلمان غربی را دریافت کردم و قریب پنج سال در ماینز و فرانکفورت و مونیخ به تحصیل و مطالعه مشغول شدم.» تا در سال ۱۳۳۹، از دانشگاه یوهانس گوتنبرگ شهر ماینز در رشته‌های تاریخ و فلسفه، دکتری گرفت و حتی خودِ رومر، استاد راهنمای او شد. محصول این سال‌ها اما مصاحبت و مجالست با خیلی‌ها بود که به نوشته ایرج افشار، «استادان ناموری چون اشپیتالر، اتو اشپایز، برتولد اشپولر و هانس روبرت رویمر و ده‌ها ایران‌شناس سرشناس چون لنتز و هینتز و ایلرس و طبعاً با جوانانی همسن و سال خودش چون هورست و زلهایم و مولر و برون و بوسه و واگنر» را شامل می‌شد.
اما قله دوم به دو سال پس از این بازمی‌گردد که «به دعوت مرحوم پروفسور [والتر] هنینگ، ایران‌‎شناس بزرگ، برای تدریس زبان و ادبیات فارسی به دانشگاه برکلی کالیفرنیا دعوت شدم.» او تا سال ۱۳۴۳ در امریکا ماند و اگرچه حتی هنینگ ترتیبی داد تا او استاد دائمی شود اما نماند و راهی ایران شد تا دانشجویان دانشگاه تهران، از فیض حضورش بهره‌یاب شوند چه، او ایران را ارجح می‌دانست بر همه امور و به قول محمدعلی موحد، «تعلق خاطر شدید به ایران» داشت.
تیتر، عنوان نوشتاری است به قلم
محمدابراهیم باستانی پاریزی‌

کلمات کلیدی

زرِ نابِ زرگران

عباس زریاب خویی

    نظر خود را بگذارید

    آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.*