عاشورا تأکید برالگوی امام حق

عاشورا از آنچنان قداست و ژرفایی برخوردار است که اندیشمندان درمواجهه با آن می‌توانند به دستاوردهای تازه‌ای دست یابند و از این رهگذر آموزه‌ای انسان‌ساز فرا روی بشریت قرار دهند.چهارده قرن از رخداد عاشورا می‌گذرد اما هماره این رخداد تاریخی ضامن بیداری و احیای ارزش‌های انسانی، در کنار تقویت روحیه ظلم ستیزی و عدالت طلبی است. نهضت عاشورا دارای اهداف و آرمان‌هایی مقدس و برخوردار از چهره‌های متعالی و درخشان است. اباعبدالله الحسین(ع) شخصیت محوری عاشورا از روح بلند و با عظمتی برخوردار و به صفات برجسته و ارزش‌های والا و سرشار از فضائل آراسته است. از این‌رو ظرفیت‌های عاشورا، صاحبان فکر و اندیشه بسیاری را برآن داشته تا از سر مسئولیت، راهی به فلسفه این حرکت تاریخی بیابند تا آن را دستمایه بیداری دینی ساخته و الگویی راهبردی به‌دست دهند. اما ترسیم روایت‌های احساسی و عاطفی و بعضاً خرافی، فهم فلسفه این رخداد حماسی را با دشواری همراه کرده است. عاشورا، نهضتی بود که رسالت نبوی را پس از تباه شدن اجتماع، زنده کرد و مسلمانان را آگاهی بخشید تا خواستار بازگشت حق به جایگاه اصلی‌اش شوند.
مطالعات تاریخی نشان می‌دهد محدودیت‌های سیاسی –اجتماعی، همچنین ارزش‌های جاهلی، اصالت‌های شریعت خاتم را در تنگنا قرار داده ونهادها و ساختارهای حاکم بر جامعه با برخورداری از ابزارهای کنترل‌کننده، حیات اسلام را وارد دوره‌ای کردند که در نتیجه آن «اقتضائات» بر «قطعیات» واصول ترجیح یافت و بنیان‌های دین متزلزل شد. بر این مبنا تنها چند دهه پس از پیامبر اسلام(ص) اشرافیت ملاک و معیار حقانیت برای مدیریت جامعه قرار گرفت و ارزش‌های اولیه رسالت محمدی(ص) به حاشیه رانده شد.در نتیجه چنین شرایطی اجتماع مسلمانان، به تحریک و دسیسه قدرت طلبان در برابر امیرالمؤمنین علی(ع) صف آرایی کرده و دستورات خدا و رسولش را نسبت به جانشین برحق پیامبر خدا نادیده گرفتند تا آنکه آن حضرت را به شهادت رساندند و همان رویه را با امام حسن(ع) پیش گرفتند و نواده پیامبر را که به تصریح رسول خدا بر سایرین در اداره امت اولویت داشت خانه‌نشین کردند. با روی کار آمدن یزید، تنگنا‌ها به اوج رسید و مغایرت‌ها با سیره رسول‌الله(ص) و تعالیم مکتب وضوح یافت.
رحلت زود هنگام پیامبر اکرم(ص) سبب شد تا اغلب مسلمانان بویژه آنانی که تازه به اسلام گرویده بودند خاطره زندگی‌سازی از پیامبر گرامی اسلام در ذهن نداشته باشند و برهمین اساس، نتوانند پی به ماهیت تحولات پس‌از رحلت رسول گرامی اسلام(ص) ببرند. این امر، زمینه ساز شکاف و تفرقه بین مسلمانان شد وتشکیل «امت اسلامی» را با مشکل مواجه ساخت. این موضوع به‌طور نمایانی بر اغلب تحولات بعدی تأثیر گذاشته و شرایط پیچیده‌ای را پیش آورد. در نتیجه این شرایط اجتماع مسلمانان از درون دچار سردرگمی و صف‌بندی شده و در پی آن شرایط تبدیل «خلافت اسلامی» به «الیگارشی اموی» تحت لوای اسلام و با عنوان جانشینی رسول خدا(ص) بیش از پیش فراهم آمد.با استقرارکامل قدرت در اردوگاه امویان، حاکمیت رنگ قومی – سلطانی به خود گرفت و جامعه نیز ویژگی‌های آن را پذیرفته ومورد پیروی قرار داد. پس از آن جغرافیای اسلامی به مناطق مستقلی تقسیم شد که هریک بر اساس مناسبات خاص خود زندگی می‌کردند. در این میان مردم شام در رفاه و اکثریت عراق به طرزی بیچاره وار با فقر وبی‌عدالتی روزگار می‌گذراندند. نخبگان هم به سمت مباحث جدلی که آسیبی در بر نداشت سوق داده شدند.
در چنین شرایطی اباعبدالله الحسین(ع) با هدف احیای ارزش‌های متعالی قیام کرد و با بذل جان خود و یارانش ساحت دین را از کژی‌ها پیراست و با عزم احیای سنت الهی، اصلاح امور جامعه و نقد حاکمیت، قدم در راه نهضتی تاریخی گذارد و حرکتی کانونی در تاریخ بشر پدید آورد. حرکتی که ظرفیت شکل دهی به امواج اعتراضی علیه جریان‌های انحرافی وحکومت‌های مستبد را در موقعیت‌های جغرافیایی و زمانی مختلف داراست. نهضت عاشورا برای مقابله با حکومت جور و اندیشه‌های منحط و بدعت‌های رایج، با تصویر روشنی که از «امام حق» به دست داد، امکان مقایسه میان «خلیفه» و «امام مصلح» را به‌ وجود آورد.

کلمات کلیدی

عاشورا

الگوی امام حق

    نظر خود را بگذارید

    آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.*