Blog

خاطره جالب مرحوم زرویی نصرآباد از شعرخوانی در محضر رهبر انقلاب

ابوالفضل زرویی نصرآباد شاعر، پژوهشگر و طنزپرداز کشورمان بر اثر عارضه قلبی در سن ۵۰ سالگی در احمد آباد مستوفی به دیار حق شتافت.
پیکر این هنرمند صبح روز دوشنبه از مقابل مسجد آیت‌الله خامنه‌ای واقع در حوزه هنری تشییع می‌شود.
مرورگر شما از این فرمت پشتیبانی نمی کند کلمات کلیدی زرویی نصرآباد ابوالفضل زرویی نصرآباد

بسیاری از اسناد ملی در سطل‌های آشغال هستند!

مدیریت اسناد مکتوب یکی از مهمترین مباحث مرتبط با جمع‌آوری داده‌های مختلف فرهنگی، سیاسی و اقتصادی هر کشوری‌ست که برای آیندگان، مهمترین منابع برای تاریخ‌نگاری دقیق خواهد بود. سندنگاری و سندپژوهی قدمت بسیار زیادی در نظام‌های سیاسی کهن و البته مدرن دارد.
آرشیوهای مدرن جهان، هرازچندگاهی دست به انتشار اسناد مختلف می‌زنند و این فرصت را برای پژوهشگران حوزه‌های مختلف فراهم می‌کنند.
کتابخانه‌های ملی ملک، کتابخانه مجلس، آرشیو ملی ایران و کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی (ره)، از مهمترین مراکز اسناد ایران به‌شمار می‌آیند.
دکتر کیانوش کیانی هفت‌لنگ، عضو هیئت علمی بنیاد دایره‌المعارف اسلامی، نویسنده آثاری نظیر «آشنایی با آرشیوهای جهان»، «گنجینه عکس‌های تاریخی» و همچنین «مدیریت و حفاظت از اسناد سازمان‌های غیردولتی» که مشاوره اسناد گنجینه و موزه بانک ملی و عضویت در شورای سیاست‌گذاری اسناد مجلس را نیز در کارنامه خود دارد، در گفتگوی پیش رو از کشف اسنادی سخن می‌گوید که مربوط به حقوق و دستمزد کارگران تخت جمشید، خوراک غالب مردم و انبارهای ذخیره غلات، مرخصی‌های زایمان بانوان و پروژه‌های عمرانی و سرمایه‌گذ..

الگویی برای بهتر زیستن

اغلب حاضران در این مراسم که به میزبانی تالارهمایش‌های کتابخانه ملی برگزار شد از تلاش زنده یاد خزائلی در جهت تحقق بخش مهمی از حقوق شهروندی نابینایان سخن گفتند، تلاش برای برخورداری نابینایان از حق استخدام در مراکز و سازمان‌های دولتی و راه اندازی نخستین مدرسه ویژه نابینایان و همچنین اقدام برای فرهنگسازی در جهت برخورد صحیح با افرادی که از نعمت بینایی برخوردار نیستند تنها برخی از اقداماتی است که او برای این بخش از شهروندان کشورمان انجام داد. بعد از سخنرانی شایسته خزائلی و معصومه عزیزمحمدی، بهروز رضوی نیا، گوینده و مجری رادیو و تلویزیون که اجرای این مراسم را به عهده داشت به ذکر نکاتی درباره زندگی زنده یاد خزائلی پرداخت و تلاش برای ضبط کتاب‌های صوتی برای علاقه مندان نابینا را عاملی مهم در گوینده شدن خودش عنوان کرد و از اهالی سینما و تلویزیون درخواست کرد به دنبال ساخت فیلم و سریال‌هایی از زندگی بزرگانی همچون خزائلی باشند. نصرالله شیرین آبادی، خواننده و نوازنده ویولن با ابراز خرسندی از این که بالاخره بعد از چهل سال متولیان فرهنگی به فکر برپایی مراسمی برای گرامیداشت این استاد دانشگاه و محقق اف..

تفاوت بارز میان جنجال و چالش

عدم توازن و باور نداشتن به شایسته سالاری رضا درستکار، نویسنده و منتقد سینما، در مورد اتفاقاتی که از سوی برخی مجریان در رسانه ملی می‌افتد، می‌گوید:«عدم توازنی که بین مجری و میهمان در رسانه ملی به وجود آمده چنین اتفاقی را موجب شده است. مردم نظر خوبی نسبت به تلویزیون و عملکرد ضعیف و پرانتقادی که دراین سال‌ها داشته، ندارند. حذف افراد، خود حق پنداری، خود مرکز عالم پنداری، حذف شایستگان و حذف نیروهای فکری و ارزشمند جامعه از دستگاه رسمی رسانه ای کشور و انحصاری عمل کردن و اردوکشی جناحی، از جمله عواملی است که باعث شده موقعیت تلویزیون در افکار عمومی منفی باشد. این عدم توازن و باور نداشتن به شایسته سالاری و حذف نخبگان از دستگاه رسمی و ملی کشور است. از سوی دیگر باید دید این صندلی کذایی چه مختصاتی دارد که هر کس روی آن می‌نشیند به چنین نخوتی دچار می‌گردد کمااین که خود آقای فراستی نیز خودش در برنامه «هفت» رفتاری از همین دست داشت. اما سؤال این است که فیلترهای این رسانه چگونه عمل می‌کند؟ گاهی نمی‌گذارند، کسی از در دروازه عبور کند و برعکس، گاهی هم اجازه می‌دهند افراد از سوراخ سوزنی رد شوند! هم خود مجری ..

جوهره هنر، خودآموختگی آن است

به گزارش «ایران»، در این نشست علی عزتی با اشاره به دوره‌های پیشین این رویداد گفت: هدف ما این است تا تحت یک دیپلماسی فرهنگی، جدای از هر ملیت و قومیت به‌دنبال یافتن زبانی مشترک به نزدیک ترین طریق تفاهم میان هنرمندان خودآموخته باشیم. وی افزود: امسال با رویکرد جدیدی به این جشنواره نگاه و تلاش کردیم تا با انجمن‌های مختلف فرهنگی، هنری و نهادهای مختلف برای برپایی این جشنواره ارتباط داشته باشیم. عزتی ادامه داد: ۴۵ هنرمند در این رویداد حضور دارند. بخش‌های خوشنویسی، نقاشی، حجم، موسیقی، تئاتر، پرفورمنس، تعزیه و پرده خوانی، عروسک‌های آیینی، کارگاه‌ها و نشست‌ها، هنرمندان معلول، ناشنوا، زنان و هنر خودآموخته از جمله برنامه‌های این جشنواره هستند. در ادامه نشست میرسید احمد محیط‌ طباطبایی با اشاره به ذاتی بودن هنر خودآموخته گفت: این هنر از آغاز بشر تا به امروز همراه انسان بوده است، همانند شعر فارسی که می‌بینیم طبع آن حتی در میان افرادی که خواندن و نوشتن نمی‌دانند هم وجود دارد. وی افزود: حفظ این میراث گذشته، کار ماست و کار موزه ملی ایران نیست در این خصوص بخش مادری خود را دارد. همچنین اردشیر صالح‌پور با ا..

مثل دهخدا ، مثل عبید زاکانی

ابوالفضل زرویی نصرآباد که علی موسوی گرمارودی به او می‌گفت «عبید زاکانی». او ۱۵ اردیبهشت ۱۳۴۸در تهران متولد شد و شامگاه دهم آذر۱۳۹۷ در ۴۹ سالگی درگذشت. احمد عربانی پیشکسوت حوزه کاریکاتور که عضوی از هسته اصلی پایه‌گذاران «گل آقا» بود از آشنایی‌اش با ابوالفضل زرویی نصر آباد می‌گوید و آنچه در این سال‌ها بر این طنز نویس گذشت. جناب عربانی آشنایی شما از کجا و چه زمانی با زرویی نصرآباد شکل گرفت؟ نخ تسبیح این تیم از همان توفیق تشکیل شد و در واقع همان‌ها بودند که با مدیریت آقای فرجی دوباره دور هم جمع شدند و گل آقا را راه انداختند. خوب یادم هست که تابستان ۶۹ با من تماس گرفتند و ما رفتیم و جلساتی تشکیل دادیم تا سه ماه بعد از این جلسات اولین شماره را منتشر کنیم. جوانترهایی مثل ابوالفضل زرویی و سیامک ظریفی دو سه سال بعد آمدند. در واقع آنها دانشجوهای یکی از چهره‌های اصلی توفیق یعنی آقای خواجه نوری بودند که به گل آقا معرفی شدند و آمدند کار خودشان را در تحریریه شروع کردند. کم کم پیشرفت کردند و آقای صابری هم کارشان را خیلی دوست داشت و به آنها اعتمادی ویژه داشت. ابوالفضل تذکره المقامات را می‌نوشت با ا..

خبره و خوش قلم و خواستنی

واقعیت این است که گل آقا را می‌توان یک رسانه ملی مکتوب دانست با مخاطبی پرشمار که نماد طنزنویسی مکتوب و مصور در دهه ۶۰، ۷۰ و ۸۰ بود. بستری آماده بود برای نخبه‌هایی که دستی بر آتش طنز داشتند و کسی مثل زرویی نصرآباد که واقعاً در این فن خبره بود و خوش قلم و فکر توانست از این فرصت استفاده کند تا خود و استعدادی را که درونش وجود داشت شکوفا کند. نصرآباد هم از این امکان استفاده کرد و قدرت قلم و شیرینی طنز خود را به همه نشان داد و بعد از آنکه به همشهری رفت نیز با تفاوت‌هایی این رویه را حفظ کرد. اما به هر صورت باید این نکته‌ها را هم از نظر مغفول نداشت که نصرآباد دوست داشت خودش صاحب سبک و جریان باشد و در آنچه طنز روزانه نام می‌گرفت گرفتار نشود. همین بود که از گل‌آقا بیرون آمد تا بتواند تجربه‌های مختلف را تجربه کند. به نظر من، حتی خیلی وقت‌ها سطح ابوالفضل از گل‌آقا هم بالاتر بود و تأییدهای مرحوم صابری فومنی و هوشنگ احترامی گویای این واقعیت است. ۲۳ سال داشت که کیومرث صابری می‌گفت، اگر عبیدزاکانی و علامه دهخدا نیستند قلم‌هایی مثل قلم ابوالفضل جان تازه و خوبی دارد. متأسفانه او خیلی غریبانه از بین ما ر..

آقای زرویی، دشمن‌تان شرمنده!

برای یکی از آنها که از قضا کارگردان بنامی هم هست، پیغامی گذاشتم و نوشتم: «از وقتی کنگرانی به ایران برگشت، هفت فیلم ساختی، نقش اضافه نداشتی به او بدهی؟!» سکوت کرد و پاسخی نداد، ‌ای کاش به وجدانش بدهد. اساساً هر هنرمندی از میان ما می‌رود دو حالت دارد؛ یا مظلوم بوده و این اواخر کسی با او همکاری نکرده (که همان کسی‌ها که کار نکردند، زیر تابوت را گرفته‌اند) یا در تنهایی و غربت و رنج دوری از مردم دق کرده که باز هم همان کسی که از تنهایی او سینه شرحه شرحه می‌کند، یا به دیدار مرحوم نرفته یا اگر‌ رفته، عکس یادگاری‌اش را انداخته و کارش با مرحوم به پایان رسیده است. به‌هر روی چرخ روزگار ابوالفضل زرویی نصرآباد را از هم ما گرفت. انتخاب خودش بود یا نبود، این اواخر در احمدآباد مستوفی مثل دکتر‌ مصدق به نقطه پایان رسید.اگر کم کار شده بود، اگر به قول خودش از طنزنویسی حتی نتوانسته بود دوچرخه‌ای بخرد، انتخاب خودش بود و پای آن هم ایستاد. نمی‌دانم شاید فهمیده بود که دوره هر مربی‌ای روزی تمام می‌شود یا خیر، آیا می‌دانست گذر عمر، ملانصرالدین شیرین گل‌آقا و طنزپرداز چیره‌دست همشهری را از تک و تا انداخته است یا ن..

ملانصرالدین دوباره درگذشت

با این‌که خیلی وقت بود خبر و نوشته‌ای از او آنچنان در شبکه‌های اجتماعی مطرح نمی‌شد، خبر درگذشتش کاربران را به واکنش واداشت. از زمان اعلام خبر تا دیروز بسیاری از آنها درباره او و کارهایش جملات و اشعار خاصش و حتی رفتارهایش می‌نوشتند. مطبوعاتی‌ها هم خاطرات مشترک شان با او را تعریف می‌کردند. چهره‌ها هم در اینستاگرام شان درباره درگذشت زرویی نصرآباد نوشتند. مثل امیرمهدی ژوله طنزپرداز که با انتشار طرحی از بزرگمهر حسین‌پور نوشت:«استاد ابوالفضل زرویی نصرآباد غول طنزنویسی و طنزسرایی معاصر هم افتاد. چه برهوت غم انگیزی داره می‌شه این دیار.» یا باران کوثری که نوشت:«ملانصرالدین دوباره درگذشت. اتفاق‌های بد در این ملک چندباره می‌افتد.» غیر از این چهره‌ها، کاربران دیگر هم درباره زرویی نصرآباد و درگذشتش نوشتند: «از بس همه چیز جدی شده، طنز پردازا یکی یکی دارن میرن.»، «حدود ۱۰ سال پیش با یکی از دوستان داشتیم می‌رفتیم به سمت حرم آقا امام رضا علیه السلام و برای هم شعر می‌خوندیم. صحبت به آقا ابوالفضل که رسید چند بیت برام خوند که از ذوق چند لحظه سر جام ایستادم! گفتم از کیه؟ گفت شاعرش یه طنزپردازه. ابوالفضل ..

تنها ادبیات درمان جان دردمندش بود

این‌که بهرام صادقی مانند غلامحسین ساعدی پزشک بود و در مسیری کاملاً مجزا با ادبیات، گرفتار روزمرگی‌های زندگی بود؛ این‌که بیشتر داستان‌ها و اشعارش را با نام مستعار «صهبا مقداری» منتشر می‌کرد، همه حکایت از زندگی چند لایه‌ بهرام صادقی دارد. همانگونه که زندگی صادق هدایت بود یا زندگی ساعدی. اما چه چیزی باعث می‌شود که کسی با داشتن شغل و حرفه‌ای که همچنان جزو بالاترین سطح مشاغل محسوب می‌شود، ارضای روحی خود را در ادبیات و شعر می‌بیند؟! شاید پرسشی باشد که نه تنها از بهرام صادقی بلکه از بسیاری از نویسندگان باید پرسید. آیا روح این افراد چیزی جز معاش راحت و فارغ بودگی از مکافات اجتماعی و شهری را برای آرامش می‌طلبید؟ و اگر چنین است چرا مرگی اینچنین زودرس؟ چرا تنها دو کتاب؟ این را که فلان منتقد یا هر کس دیگری حالا بخواهد بگوید فلانی و فلانی و ایضا بهرام صادقی به ضرب افیون و حالت خوشی و خماری برآمده از استعمال و ناهشیاری دست به نوشتن و خلق اثر زدند، یا به حساب همان حرف جناب گلشیری که گفتند، پشت سر مرده نباید حرف زد و… اما مدخل آغازین ملکوت را با صدای بلند برای خودتان بخوانید. «در ساعت یازده شب چهارش..