Blog

خبره و خوش قلم و خواستنی

واقعیت این است که گل آقا را می‌توان یک رسانه ملی مکتوب دانست با مخاطبی پرشمار که نماد طنزنویسی مکتوب و مصور در دهه ۶۰، ۷۰ و ۸۰ بود. بستری آماده بود برای نخبه‌هایی که دستی بر آتش طنز داشتند و کسی مثل زرویی نصرآباد که واقعاً در این فن خبره بود و خوش قلم و فکر توانست از این فرصت استفاده کند تا خود و استعدادی را که درونش وجود داشت شکوفا کند. نصرآباد هم از این امکان استفاده کرد و قدرت قلم و شیرینی طنز خود را به همه نشان داد و بعد از آنکه به همشهری رفت نیز با تفاوت‌هایی این رویه را حفظ کرد. اما به هر صورت باید این نکته‌ها را هم از نظر مغفول نداشت که نصرآباد دوست داشت خودش صاحب سبک و جریان باشد و در آنچه طنز روزانه نام می‌گرفت گرفتار نشود. همین بود که از گل‌آقا بیرون آمد تا بتواند تجربه‌های مختلف را تجربه کند. به نظر من، حتی خیلی وقت‌ها سطح ابوالفضل از گل‌آقا هم بالاتر بود و تأییدهای مرحوم صابری فومنی و هوشنگ احترامی گویای این واقعیت است. ۲۳ سال داشت که کیومرث صابری می‌گفت، اگر عبیدزاکانی و علامه دهخدا نیستند قلم‌هایی مثل قلم ابوالفضل جان تازه و خوبی دارد. متأسفانه او خیلی غریبانه از بین ما ر..

آقای زرویی، دشمن‌تان شرمنده!

برای یکی از آنها که از قضا کارگردان بنامی هم هست، پیغامی گذاشتم و نوشتم: «از وقتی کنگرانی به ایران برگشت، هفت فیلم ساختی، نقش اضافه نداشتی به او بدهی؟!» سکوت کرد و پاسخی نداد، ‌ای کاش به وجدانش بدهد. اساساً هر هنرمندی از میان ما می‌رود دو حالت دارد؛ یا مظلوم بوده و این اواخر کسی با او همکاری نکرده (که همان کسی‌ها که کار نکردند، زیر تابوت را گرفته‌اند) یا در تنهایی و غربت و رنج دوری از مردم دق کرده که باز هم همان کسی که از تنهایی او سینه شرحه شرحه می‌کند، یا به دیدار مرحوم نرفته یا اگر‌ رفته، عکس یادگاری‌اش را انداخته و کارش با مرحوم به پایان رسیده است. به‌هر روی چرخ روزگار ابوالفضل زرویی نصرآباد را از هم ما گرفت. انتخاب خودش بود یا نبود، این اواخر در احمدآباد مستوفی مثل دکتر‌ مصدق به نقطه پایان رسید.اگر کم کار شده بود، اگر به قول خودش از طنزنویسی حتی نتوانسته بود دوچرخه‌ای بخرد، انتخاب خودش بود و پای آن هم ایستاد. نمی‌دانم شاید فهمیده بود که دوره هر مربی‌ای روزی تمام می‌شود یا خیر، آیا می‌دانست گذر عمر، ملانصرالدین شیرین گل‌آقا و طنزپرداز چیره‌دست همشهری را از تک و تا انداخته است یا ن..

ملانصرالدین دوباره درگذشت

با این‌که خیلی وقت بود خبر و نوشته‌ای از او آنچنان در شبکه‌های اجتماعی مطرح نمی‌شد، خبر درگذشتش کاربران را به واکنش واداشت. از زمان اعلام خبر تا دیروز بسیاری از آنها درباره او و کارهایش جملات و اشعار خاصش و حتی رفتارهایش می‌نوشتند. مطبوعاتی‌ها هم خاطرات مشترک شان با او را تعریف می‌کردند. چهره‌ها هم در اینستاگرام شان درباره درگذشت زرویی نصرآباد نوشتند. مثل امیرمهدی ژوله طنزپرداز که با انتشار طرحی از بزرگمهر حسین‌پور نوشت:«استاد ابوالفضل زرویی نصرآباد غول طنزنویسی و طنزسرایی معاصر هم افتاد. چه برهوت غم انگیزی داره می‌شه این دیار.» یا باران کوثری که نوشت:«ملانصرالدین دوباره درگذشت. اتفاق‌های بد در این ملک چندباره می‌افتد.» غیر از این چهره‌ها، کاربران دیگر هم درباره زرویی نصرآباد و درگذشتش نوشتند: «از بس همه چیز جدی شده، طنز پردازا یکی یکی دارن میرن.»، «حدود ۱۰ سال پیش با یکی از دوستان داشتیم می‌رفتیم به سمت حرم آقا امام رضا علیه السلام و برای هم شعر می‌خوندیم. صحبت به آقا ابوالفضل که رسید چند بیت برام خوند که از ذوق چند لحظه سر جام ایستادم! گفتم از کیه؟ گفت شاعرش یه طنزپردازه. ابوالفضل ..

تنها ادبیات درمان جان دردمندش بود

این‌که بهرام صادقی مانند غلامحسین ساعدی پزشک بود و در مسیری کاملاً مجزا با ادبیات، گرفتار روزمرگی‌های زندگی بود؛ این‌که بیشتر داستان‌ها و اشعارش را با نام مستعار «صهبا مقداری» منتشر می‌کرد، همه حکایت از زندگی چند لایه‌ بهرام صادقی دارد. همانگونه که زندگی صادق هدایت بود یا زندگی ساعدی. اما چه چیزی باعث می‌شود که کسی با داشتن شغل و حرفه‌ای که همچنان جزو بالاترین سطح مشاغل محسوب می‌شود، ارضای روحی خود را در ادبیات و شعر می‌بیند؟! شاید پرسشی باشد که نه تنها از بهرام صادقی بلکه از بسیاری از نویسندگان باید پرسید. آیا روح این افراد چیزی جز معاش راحت و فارغ بودگی از مکافات اجتماعی و شهری را برای آرامش می‌طلبید؟ و اگر چنین است چرا مرگی اینچنین زودرس؟ چرا تنها دو کتاب؟ این را که فلان منتقد یا هر کس دیگری حالا بخواهد بگوید فلانی و فلانی و ایضا بهرام صادقی به ضرب افیون و حالت خوشی و خماری برآمده از استعمال و ناهشیاری دست به نوشتن و خلق اثر زدند، یا به حساب همان حرف جناب گلشیری که گفتند، پشت سر مرده نباید حرف زد و… اما مدخل آغازین ملکوت را با صدای بلند برای خودتان بخوانید. «در ساعت یازده شب چهارش..

توضیحات جالب بنیامین بهادری درباره تولد سومین فرزندش در ایران

این خواننده موسیقی پاپ، در توضیح این که چرا فرزند دومش در آمریکا و سومی در ایران به دنیا آمده است، توضیحی طولانی را ارائه و ابراز امیدواری کرد در آینده، بن سان اعتراض کند چرا مثل برادر کوچک‌ترش در ایران به دنیا نیامده است.
توضیح مفصل اینستاگرامی بنیامین بهادری که در دو پست منتشر شده، به شرح زیر است:
«امروز -یازدهم آذر ماه هزار و سیصد و نود و هفت- خانواده چهارنفره ما پنج نفره شد.. مسافر کوچولومون در یکی از بیمارستان‌های تهران و توسط یکی از بهترین پزشکان ایرانی و گروه حرفه‌ایشون به دنیا اومد.
سفر قبلی که رفتیم بودیم امریکا (۲۰۱۷)، قرار بود فقط برای چند هفته اونجا پیش پدر، مادر و خواهر و دوستای قدیمی شایلی [همسر بنیامین] باشیم تا حال و هواش عوض شه. همون روزهای اول متوجه شدیم که ایشون بارداره.. به ذهنم هم نمی‌رسید که بمونیم اونجا و قلباً هم نمی‌خواستم که یک سال بمونیم ولی با توجه به اینکه شایلی بیشتر زندگیشو تو امریکا گذرونده بود و اساساً برای هر مادری راحت‌تره که پیش خانواده خودش و در محیطی که احساس راحتی بیشتری می‌کنه بچه‌اش رو به دنیا بیاره، خودم رو مُجاب کردم که بن سان [فرزند د..

مجری پرحاشیه شبکه “شما” از کار برکنار شد

گفتنی است، در قسمت اخیر این برنامه که مجری برنامه با مسعود فراستی درگیری لفظی داشت، این منتقد سینما برنامه را ترک کرد که حواشی زیادی بوجود آمد و تبعات آن همچنان ادامه دارد./ایلنا
بیشتر بخوانید
کنایه سنگین آرش ظلی پور به فراستی :ببخشید که مهمانی ما با طبع شما سازگار نشد
بخشی دیده نشده از توهین مجری تلویزیون به مسعود فراستی
کلمات کلیدی آرش ظلی‌پور شبکه شما مسعود فراستی

بازدید شخصیت های مشهور از نمایشگاه نقاشی مریم حیدرزاده

این نمایشگاه با عنوان “پس از آن همه حسرت” شامل ۳۰ اثر اکریلیک با موضوع طبیعت است که در آنها غلبه با فصل پاییز است.
حیدرزاده در این باره می‌گوید: پاییز پادشاه فصل‌هاست، می‌توانم در یک سال ۳۶۵ نقاشی از پاییز بکشم که همه با هم متفاوت باشند و یک نقاش متوجه شود در هر یک، پاییز را در چه حال و هوایی نقاشی کردم.
نگاه ساده و بی آلایش در آثار گرچه آثار نمایشگاه از هر لحاظ متنوع هستند ولی در پس زمینه همه آثار نوعی نگاه ساده و بی آلایش به طبیعت موج می‌زند‌؛ این کارها از نگاه زنی شاعرپیشه پرده برمی‌دارد که خاطرات گنگی از مناظر دارد. زیرا او در سه و نیم سالگی بینایی خود را از دست داده است. در آثار این مجموعه چهره دیده نمی‌شود و حضور انسان و نیز حیوان به کلی گنگ و مبهم است. طبیعت از نگاه این هنرمند، مناظر اغلب نه چندان نزدیکی از گیاهان است. منظره‌ای که گویا از پشت یک شیشه مه گرفته تماشا می‌شوند از این رو آگاهانه کنتراست تصاویر بالا نیست.
در برخی از آثار می‌توان به راحتی رد پای استاد نقاشی هنرمند را به خوبی حس کرد. انگار تصور هنرمند از طبیعت با شهود او و همچنین مختصاتی که استاد یا همراه هنرمند ..

حذف نام محمدرضا شجریان از یک بیلبورد تبلیغاتی

در طرح تبلیغاتی که از سوی دست اندرکان مستند چاووش از درآمد تا فرود ،برای نصب در بیلبوردهای شهری ،به ارشاد استان تهران ارایه شده ، نام محمد رضا شجریان حذف شده است ./سینما سینما
کلمات کلیدی بیلبوردهای تبلیغاتی محمدرضا شجریان بیلبوردهای شهری

گریم شیطانی مریلا زارعی در اُپرای «هفت شهر عشق»+عکس

روزبه نعمت‌اللهی، سالار عقیلی و روزبه بمانی پیش‌تر به‌عنوان خواننده‌های این اُپرا معرفی شده بودند. ضمن اینکه اسفندیار قره‌باغی، ودود موذن، عباس عابدین زاده، هادی قضات و شاهین آرین نیز سولیست‌های «هفت شهر عشق» هستند.
طبق برنامه‌ریزی‌های انجام گرفته ارکستر سمفونیک تهران به رهبری شهرداد روحانی نیز در این پروژه بخش اجرای زنده موسیقی اثر را به عهده خواهد داشت.
اپرای «هفت شهر عشق» براساس منطق‌الطیر عطار طراحی و نگارش شده و در آن از اشعار مولانا و حافظ نیز وام گرفته شده است. این اثر به گفته دست اندرکارانش با ترکیبی از انواع هنرها و بهره‌گیری از آموزه‌های ادبی و هنری که مشتمل بر اشارات عرفانی است، به صحنه می‌رود و برانگیخته (قهرمان داستان) برای رسیدن به سر منزل مقصود پای در این طریقت دشوار می‌نهد.
محمد عبدی‌زاده نویسنده و کارگردان، منصور دانشور آهنگساز، مرضیه مهدی‌زاده و علی آقایی‌نسب تهیه‌کنندگان و نادر رجب‌پور سرپرست گروه فرم دیگر عوامل اجرایی پروژه را تشکیل می‌دهند./سینما سینما
کلمات کلیدی مریلا زارعی اُپرای «هفت شهر عشق» هانیه توسلی

هیولای مهران مدیری و پیمان قاسم خانی به شبکه خانگی وارد می شود

این سریال برای نمایش خانگی تولید می‌شود و اوایل زمستان کلید می‌خورد و فرهاد اصلانی نقش اصلی این سریال را بازی می‌کند.
مدیری و قاسم‌خانی پس از یک دهه جدایی، در این کار با یکدیگر همکاری می‌کنند.
“هیولا” اواخر اسفند منتشر می‌شود.
«مرد هزار چهره»، «شب‌های برره»، «نقطه‌چین» و «پاورچین» از موفق‌ترین سریال‌هایی هستند که با همکاری مهران مدیری (کارگردان) و پیمان قاسم‌خانی (سرپرست گروه نویسندگان) ساخته شده‌اند. از چند سال پیش، همکاری برادران قاسم‌خانی و مهران مدیری قطع شد و آنان در برخی گفت‌و‌گوهای رسانه‌ای یا اظهارنظرها، گلایه‌هایی را مطرح کردند.
قاسم‌خانی بعدها در توضیح این همکاری گفت، «ما دیالوگ‌ها را می‌نوشتیم و خودمان می‌خندیدیم. بعد مهران دوربین را می‌گذاشت بازیگرها را هدایت می‌کرد و آنها بازی می‌کردند و نتیجه خیلی دیوانه‌وارتر از نوشته از کار درمی‌آمد. مهران مدیری به عنوان کارگردان و بازیگران مجموعه چیزی به کار اضافه می‌کردند که من احساس می‌کردم نتیجه خیلی بهتر شده است. زمان ساخت «پاورچین» و «شب‌های برره» بهترین دوران کاری من بود و سریال‌هایی ساخته شد که پس از آن هیچ وقت تکرار نشد..